خرید بک لینک
«سالهاست اینطور نبودهام. اینطور که هیچ چیز نتواند حالم را بهتر کند. هیچ رویایی، هیچ آیندهای. بارهایی که در چاه سیاه افسردگی گرفتار شدهام کم نبودهاست؛ هیچ گاه اما به اندازهی این روزها از بیرون آم

برچسب: نویسنده: نگار خلیلی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:09

نمیدانم چرا لحظهای که چشمانم پر اشک شد بلاگفا را باز کردم. شاید بخاطر این باشد که از ۸۵درصد اطرافیانم بیزارم یا در بهترین حالت، نسبت بهشان بیتفاوتم. از دورتر، بسیار برونگرا و زودصمیمیشوندهام. از

برچسب: نویسنده: نگار خلیلی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:09

«شاید اگر مدتی پیش تصویر رویا را میشنیدم؛ گریهام نمیگرفت اما بهتم میبرد. برای چند ثانیه هم شده پرتاب میشدم به هفدهسالگی و احساسات سوزنده و امیدهای لبریزش. به قرارهای زیر درختان انار؛ که از شکوفه تا میوهشان را دیدیم.»
چند روز پیش، موقع ظرف شستن شنیدمش؛ و به او فکر نکردم.

«»: بلاگفا رو باز کردم که پست جدید بنویسم، دیدم این تیکه از نمیدونم کِی درفت شده اینجا.

برچسب: نویسنده: نگار خلیلی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:09

گفت «امید برام نوستالژی خاصی داره» و من تازه فهمیدم که چرا کمی قبل که آهنگ امید پخش میشد حال عجیبی داشتم.برای من، صدای امید و معین، مترادف دوازده تا چهاردهسالگیست. هممعنی پل میرداماد و پسکوچههای

برچسب: نویسنده: نگار خلیلی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:09

صفحه بندی